منطقه امن

 

ولنتاین

سرت به کار خودت باشد .

 ولنتاین ؟ از هرنوعش 14 فوریه اش  یا  سپندار مذگانش  ؟ چه فرقی به حال من دارد ؟

در  این روزهای خاص  ،آدم یادش می افتد که چه تنها است . دلم برای چیزهای ساده ای  تنگ است . برای چیزهای ساده دونفره .

ساده ترش این که؛  دلم  برای دونفره بودن تنگ است ...

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ - افسانه

فیلم "صداها "

بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر شروع شد . دوست نازنینی دارم که هر سال سهمیه بلیط  من را برایم می فرستد . امسال هم بلیط ها  را فرستاد . ولی کمی مختصر تر . فقط دوسانس ، برای تمام روزها . مسابقه سینمای ایران A  و مسابقه سینمای ایران C  . که البته  برای من که از صبح تا شب سر کار میروم ، همین هم خیلی زیاد است . درنتیجه تعدادی از بلیط ها بین خواهرزاده ها   توزیع شد . دیشب به اصرار بچه ها که فیلم " صداها"  فیلم خوبی است . رفتیم به دیدن این فیلم .

"صداها " ساخته فرزاد موتمن است که خودش نقطه مثبتی بود برای این که به دیدن فیلم برویم. .تیتراژ آغاز فیلم با یک صدای بسیار بی روح و سرد شروع به معرفی عوامل ساخت فیلم می کند و از همون اول  احساس می کنی که پنج شنبه شبت رو به گند کشیدی .اما چون به اسم آتیلا پسیانی و رضا کیانیان بر می خوری کمی ته دلت قوت می گیرد که شاید فیلم خوبی باشه.

فیلم شروع میشه : رویا نونهالی با اون شال بنفش کمرنگش و اتاقی که در و دیوارش برنگ بنفش یاسی است ؛ قتلی را مرتکب میشه .با اون چشم های کمرنگش نگاه میکنه . ضجه میزنه . فریاد میزنه . زاری می کنه .  و من توی دلم به اون خواهرزاده ام که می گفت خاله حتما برین این فیلم رو ببینین ؛ کلی به جونش بد وبیراه گفتم .

مقتول مرد است . که گویا معشوق رویا نونهالی را به دام انداخته . رویا مشت ها و لگد های جانانه ای به مقتول می زند . مرد می نالد و کم کم قصه جریان پیدا می کند . تا دقایقی نمیدانی که مقتول رضا کیانیان است یا آتیلا پسیانی .

در واقع فیلم از آخر شروع میشه و با فلاش بک های مکرر و جان به لب آور ، ماجرا  نمایش داده میشود.

آتیلا پسیانی شوهر سابق رویا است . رویا و رضا کیانیان می خواهند با هم ازدواج کنند .عقد رسمی هم می کنند. و در دقایق پایانی فیلم ، یک صحنه عشقولانه بین رویا و رضا کیانیان جریان دارد . که کمی روحت می گوید ؛ آخیش ش ش ش!

انصافا صحنه عشقولانه بسیار خوب از آب در امده . آپارتمان رویا شیک و قشنگ تزیین شده . گل و کیک و کادو و برگزاری جشن دونفره عروسی .رضا کیانیان یک شخصیت تحصیلکرده (احتمالا پزشک )و تیز و بز دارد . دیالوگ های تیز و برنده  و  دو پهلویی  میگوید . رویا نونهالی  پرستار بیمارستان است ، عاشق خنگی است که دوپهلو بودن دیالوگ های رضا را نمی فهمد .مثلا در جایی که چشم  رضا کیانیان  به خوبی نوشته را نمی بیند  و نوشته را دورتر از چشمش نگه داشته ؛ می گوید : چشمام ضعیف نشده ها ؛ یه کمی دستم کوتاه شده !!

یا جای دیگری که رویا در مورد عشق قبلی رضا پرس و جو میکند و نگران است که رضا اورا هم به فراموشی بسپرد  ، رضا کیانیان می گوید : مگه اونو فراموش کردم که بتونم تورو فراموش کنم !!

آتیلا پسیانی در گیر ودار این عشقولانه دونفره به موبایل رضا کیانیان  زنگ میزند . و می گوید که رویا مبتلا به ایدز است .رضا آدرس آپارتمان آتیلا پسیانی را روی کادوی روز عقدش که رویا به او داده ؛ کتاب" عشق در زمان وبا  " ، یادداشت می کند و به سمت قرار ملاقات میرود  .

فیلم بسیار کم خرج و کم رنگ است  داستان فیلم  کلا در یک مجتمع ساختمانی  نمایش داده  شد.آنهم در 2یا حداکثر 3  اتاق .هیچ پلان خارجی نمی بینی . دریغ از یک پلان رستوران ، ماشین سواری ،بیمارستان ،پارک یا  دانشگاه . قشنگ ترین پلان هم همان آپارتمان رویا است .

-          و خانم پگاه آهنگرانی .... من نمیدونم که چرا نمیتونم بازی این خانوم رو دوست داشته باشم . همه اش حس میکنم که خودش نیست . حس میکنم که چهره اش ( موهای تابدار مشکی . ابروی پهن . چشم تیره ) را به سبک گلشیفته فراهانی درست می کند و شل و ول بودن و بیحس بودن و به اصطلاح صورت دیپلماتیک بودنش را به سبک هدیه تهرانی درست می کند .

 

-          برای کتاب "عشق درزمان  وبا" هم  کلی تبلیغ شده ها ! میگم این کتاب که نیاز به تبلیغ ندارد کاش کتاب یک نویسنده گمنام را کادو میداد که به فروش کتاب ان بنده خدا هم کمکی میشد .

 

-          خانوم مهری شیرازی که بی شک از بزرگترین و توانمند ترین گریمورهای سینما و تلویزیون هستند ؛ چهره پرداز این فیلم بودند . که اگه محبتی کنن  و وقت آزادی داشته باشن ، قراره که تا قبل از پایان سال من دوره گریم رو با ایشون شروع کنم .

 

-          فیلم جشنواره  دیدن ، حس و حال خوبی داره . آدم رو میبره به سالها قبل . به سالهای دانشجویی .حتی  فیلم بد جشنواره ای ، در محیط جشنواره جالب و  قابل تحمل است . اگه امشب هم رفتم سینما  ، براتون یه پست جشنواره ای دیگر خواهم نوشت .

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧ - افسانه